معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

116

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

در خواب كواكب ديد و جدّ وى خليل در بيدارى ديد « فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً » آسمان نيز در ذات خود بكواكب آراست « 1 » « إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ » مسافران در ظلمات برّ و بحر ، ستاره ديدند . « وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ » عارف نيز در دل خود ستاره ديد « كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ » يوسف را از آن ستاره ديدن ، عزت و كرامت و سلطنت و نبوّت رسيد . « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ » خليل را از ديدن آن ستاره ، نبوت و خلعت آمد . « إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ » . آسمان را از ديدن « 2 » ستاره از شرّ شيطان نجات و محافظت آمد و « حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ » . مسافران را از ديدن ستاره ، دليل هدايت آمد « جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها » . عارفان را از ظهور نور آن ستاره نورى بر نور و سرورى بر سرور آمد ، از حضرت عزت جلّ و علا « نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ » . اشارهء ديگر . فرمود « الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ » . اى درويش اين يازده كوكب با آفتاب و ماه از جمله جمادات‌اند ، به سجودى كه در خواب به نسبت به يوسف پيش بردند از جمادى ترقى نموده به درجهء ارباب عقول رسيدند و دو شاهد عادل « 3 » بر اين مدعى درباره ايشان در اين آيه محكمهء اداى شهادت نمودند ، يكى ضمير « هم » كه خاصهء « 4 » ذوى العقول است ، و ديگر جمع سالم ساجدين كه آن نيز مخصوص به عاقلانست . [ نكته عرفانى در بيان عبوديت از روى اخلاص ] نكته - اى درويش مؤمنى كه چندين سال حق تعالى را از روى دانش و بينش و تصديق و تحقيق ، عبادت به صدق و ارادت كرده ، و در هر شبانه روزى شصت و چهار بار حق تعالى را سجود كرده و راى سنن و نواقل ، اگر نام مؤمنى از وى برنخيزد و به كافرى مبدل نگردد از كرم الهى عجيب و غريب نباشد .

--> ( 1 ) - د : در ذرات خود كواكب ديد . ( 2 ) - د - ح : در ديدن . ( 3 ) - د : دو شاهد عادل . ( 4 ) - د - الف : كه خلاصه‌اند .